محمد بن زكريا الرازي
67
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
بگذرانند و در چشم مريض بچكانند . پلكها را با شيافى مركب از ماميثا « 1 » و غوره و حضض « 2 » و صبر « 3 » و اقاقيا از هركدام يك جزء و زعفران يكدهم جزء طلا كنند و اگر از اين شياف « 4 » در چشم بچكانند فورا مفيد گردد . اگر ديدى ماده قوى و آبله زياد بيرون مىزند و بواسطه نقاط قرمز برآمدهاى كه در سفيده چشم وجود دارد ، مطمئن شدى دانههاى آبله در چشم بطور قطع بروز خواهد نمود و آنچه كه از آن قطرهها كه در چشم ريختى بىنتيجه است و سرخيها زائل نمىشوند ، بلكه موقة آن را آرام نمايد و بعدا به صورت بدترى از آنچه بود و يا مثل حالت قبل از معالجه بروز كرد ديگر اين قطره و امثال آن را در چشم نچكان ، بلكه از قطرههاى ديگر كمى مرى نبطى « 5 » به صورت قطره كه
--> ( 1 ) - « نام رستنى كه در آب بهم رسد و از داروهاى قابض و عصاره آن را شياف ماميثا نامند ( فرهنگ نفيسى ) » ( Scabieuse des champs ) ماميثا بقول ابن بيطار بر گياهى كه شبيه بخشخاش ساحلى است اطلاق مىشود و آن را مقرن گويند و در آخر ريشه آن رطوبتى است كه با دست گرفته مىشود و گل زردى مثل خشخاش ساحلى دارد . . . ( حاشيه صفحه 44 كتاب آبله و سرخك چاپ بيروت سال 1872 ميلادى ) . ( 2 ) - ماده عصاره دوائى كه بر دو نوع است : هندى و عربى و نوع هندى كه بهندى رسوت گويند ، عصاره فيل زهرج است و نوع عربى عبارت است از عصاره خولان و داروئى كه از بول شتر سازند ( فرهنگ نفيسى ) . « ( حضض به ضم حاء و فتح ضاء اول و سكون ضاء دوم ) يا حضض ( به ضم حاء و ضاء اول و سكون ضاء دوم ) عصاره خولان و در هندى عصاره فيلزهرج نوشته شده ، من مىگويم خولان گياهى است از خانواده بادنجان و جنس آن ليسيوم است . اما فيلزهرج يا فليزهرج نوعى از جنس هندى است . ابن سينا گفت آن درخت حضض است و ميوه آن شبيه فلفل است . ( حاشيه صفحه 44 كتاب آبله و سرخك چاپ بيروت سال 1872 ميلادى ) » ( Berberidis Lycii Extractum , Lyciet ) اسم ديگر آن راس هندى است ( شليمر ) ، بهندى رسوت گويند ( فرهنگ نفيسى ) . ( 3 ) - صبر زرد يا Aloe ? s . ( 4 ) - مقصود از شياف چشم در طب قديم به قطره و روغن ماليدنى و امثال آن اطلاق مىگرديده است . ( 5 ) - « مرى بر چند قسم است سمكى و شعيرى و گوشتى . اين جزله در منهاج نوشته است : « بقيه حاشيه در صفحه بعد »